محمدجواد مَبی نیازّه (۱۳۲۲-۱۴۰۰ق) مفسر و روضه خوان شیعه اهل لبنان در قرن چهاردهم هجری قمری بود. وی تحصیلاتش را در موطن خود شروع کرد و بعد به نجف رفت و از استادانی زیرا سید ابوالقاسم خویی درس فراگرفت. وی بعد از برگشت به لبنان، منصب قضاوت و سر کردگی دادستانی را ذمه دار تشریفات ترحیم مشهد شد.
مغنیه مالک تألیفاتی در علم ها اسلامی بوده و صاحب و مالک دو تعبیر و تفسیر الکاشف و المبین میباشد. فکرهای فقهی و سیاسی مغنیه شخصیت اورا متمایز ساخته میباشد. نوگرایی در فقه و اجتهاد، تخمین مذهب ها اسلامی و وحدت اسلامی برای مثال نگرشهای اوست. وی همینطور از انقلاب اسلامی کشورایران و رهبر آن تجلیل نموده است.
معاشطومار
میلاد و نسب
محمّدجواد مغنیه، در سال ۱۳۲۲ق در خانواده آل مغنیه که به فضل و ادب و علم آوازه دارا هستند، در قریه «طیردبا» از روستاهای جبل دلیل دیده به جهان گشود.[۱] پدرش روحانی محمود از علمای لبنان بود و مادرش نیز از سلاله سادات بود.[۲]
روزگار کودکی
او بعداز مرگ مامان یاروهمدم بابا به عراق رفت و در آنجا خط و اکانت و لهجه فارسی را فراگرفت. پدرش روحانی محمود بعداز ۴ سال اقامت در نجف، به دعوت عموم حوزه عبّاسیه، به جبلبرهان رجوع و برگشت. محمد جواد بعداز مرگ بابا در سال ۱۳۳۴ق یار اخوی خرد خویش به «طیردبا» رجوع و اخوی بزرگش، روحانی عبدالکریم سرپرستی آنها را بر ذمه گرفت. با کوچ روضه خوان عبدالکریم به نجف، روزهای دشوارِ محمّد جواد شروع شوید، روزهایی که تنها نخود و فندق غذای اورا تشکیل میبخشید. گاه ۳ روز میسپری شد و چیزی برای تناول کردن پیدا نمی کرد.[۳]
تحصیلات
روحانی محمدجواد، سالهای نخستین قدمت خویش را در به عبارتی روستا گذراند و آنگاه دروس مقدماتی را نزد شیوخ آن دیار فرا گرفت. ازآنجاکه حوزه علمیه نجف را مأمن قابل قبولی برای دعوا و پژوهش ها علمی خویش یافت بدان جا سفر کرد و از محضر اساتید و پژوهشگران بزرگی برای مثال سید حسین الحمامی که در بعدازظهر خویش از علمای پررنگ نجف به شمار میرفت، دستیابی سود کرد.[۴]
دیگر اساتید
آیت الله خویی
روحانی عبدالکریم مغنیه( اخوی بزرگترش)
محمد سعید ادب الله
روضه خوان حسین کربلائی
وفات
او در ۱۹ محرم سال ۱۴۰۰ق به انگیزه بیماری قلبی وفات یافت و پیکرش جهت تشییع جنازه در بقاع امام علی (ع) به نجف جابجایی یافت و در یکی حجرات بقعه امام علی(ع) به خاک امانت شد. سید ابوالقاسم خویی بر پیکر وی نماز خواند.[۵]
عملهای فرهنگی و اجتماعی
درس دادن قرآن و معارف اسلامی
محمد جواد بعداز مرگ برادرش، نجف را به سوی «معرکه» (یکی روستای جبل دلیل) سوراخ اذعان کرد. عموم استقبال گرمی از وی نمودند و تقاضا کردند که به مکان برادرش منصب امامت جماعت را به ذمه بگیرد. مغنیه نیز قبول نمود و در کنار اقامه نماز جماعت، به درس دادن قرآن و معارف پرداخت.
منصب قضاوت در بیروت
مغنیه در سال ۱۳۶۷ق حاکم شد و سال آنگاه، مشاور خوب و از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵ق مدیریت دادستانی شیعهها لبنان شد. بعداز این که از سر کردگی برکنار شد، تا سال ۱۳۷۸ق تحت عنوان مشاور باقی ماند. وی در مدتی که در دادستانی بود، تلاش کرد به عدل و داد اخلاق نماید. برای مثالً در سال ۱۳۷۶ق وزیر کشاورزی (کاظم الخلیل) به وی اظهار کرد: منظور من را اجرا بده تا در سر کردگی ابقا شوی. مغنیه پاسخ اعطا کرد: اثبات ماندن دینم، اصلی میباشد؛ کرسی سر کردگی، سایهای رفتنی میباشد.[۶]
ساخت و ساز وحدت در میان مسلمانها
مهم ترین نگرانی مغنیه، وحدت ملی و وحدت اسلامی بود. او سعی پهناورای برای وحدت اسلامی اجرا بخشید و در هر فرصتی با عالمان شرعی اهل سنت گفتمان میکرد و شیوه های وحدت را پژوهش مینمود. روحانی مغنیه به وحدت اعراب و مسلمان ها میاندیشید و نظریه داشت که علّت دشمنی اهل تسنن با شیعهها، عدم درایت آن ها از عقاید اصیل شیعه میباشد.
محمد مهدی شمس الدین می گوید: «مهمترین نگرانی روضه خوان محمّدجواد مغنیه درین معضل فتنه انگیز که یقه گیر ما گردیدهاست، وحدت ملّی، وحدت اسلامی و جنوب لبنان بود.[۷]
روضه خوان مغنیه و روضه خوان شلتوت
سوابق شناخت روحانی مغنیه با محمود شلتوت، روحانی الازهر به ۱۳۶۸ق برمیشود. روحانی شلتوت از بانیان «دارالتقریب در بین المذاهب الاسلامیة» و از منادیان وحدت اسلامی به شمار میرود. محبوبیت وی بین علمای شیعه به سبب ساز صدور فتوای وی بر «مجوز شغل به فقه شیعه» میباشد. طومارهای متعددی میان آنها ردّ و بدل شد. روضه خوان مغنیه در سال ۱۳۸۲ق در مصر، با محمود شلتوت ملاقات کرد. وی در گستردن دیدارش مینویسد:
«به منزل شلتوت رفتم. از اینجانب استقبال کرد و خوشآمد اذعان کرد. هنگامی کلام از شیعه به در بین آمد، وی اذعان کرد: شیعه ها، الازهر را تأسیس کردند و زمان کوتاهی علم ها و مذهب تشیع در الازهر درس دادن می شد، تا این که به پادارندگان این مذهب از آن اعراض کردند و الازهر را از نوروفروغ عجیب و فایده ها آن محروم کردند.
اینجانب به وی گفتم: علمای شیعه شمارا با شخصیت میشمارند، زیرا بها سرویس ها شمارا به آئین میدانند و جرأت شمارا در ذکر حق و عدل که از شماتت هیچ کس نمیهراسید، میستایند. و به وی گفتم: شیعهها خلافت بعداز پیغمبر را حقِّ امام علی می دانند، اما نظریه داراهستند که نباید به اختلافی دامن زد که موجب تفرقه و به خسارت اسلام باشد همانطور که امام علی این فعالیت را کرد.
وی به حاضران در نشست اظهارکرد: سنّیان این واقعیت را نمیدانند.»[۸]
محمدجواد مَبی نیازّه (۱۳۲۲-۱۴۰۰ق) مفسر و روضه خوان شیعه اهل لبنان در قرن چهاردهم هجری قمری بود. وی تحصیلاتش را در موطن خود شروع کرد و بعد به نجف رفت و از استادانی زیرا سید ابوالقاسم خویی درس فراگرفت. وی بعد از برگشت به لبنان، منصب قضاوت و سر کردگی دادستانی را ذمه دار تشریفات ترحیم مشهد شد.
مغنیه مالک تألیفاتی در علم ها اسلامی بوده و صاحب و مالک دو تعبیر و تفسیر الکاشف و المبین میباشد. فکرهای فقهی و سیاسی مغنیه شخصیت اورا متمایز ساخته میباشد. نوگرایی در فقه و اجتهاد، تخمین مذهب ها اسلامی و وحدت اسلامی برای مثال نگرشهای اوست. وی همینطور از انقلاب اسلامی کشورایران و رهبر آن تجلیل نموده است.
معاشطومار
میلاد و نسب
محمّدجواد مغنیه، در سال ۱۳۲۲ق در خانواده آل مغنیه که به فضل و ادب و علم آوازه دارا هستند، در قریه «طیردبا» از روستاهای جبل دلیل دیده به جهان گشود.[۱] پدرش روحانی محمود از علمای لبنان بود و مادرش نیز از سلاله سادات بود.[۲]
روزگار کودکی
او بعداز مرگ مامان یاروهمدم بابا به عراق رفت و در آنجا خط و اکانت و لهجه فارسی را فراگرفت. پدرش روحانی محمود بعداز ۴ سال اقامت در نجف، به دعوت عموم حوزه عبّاسیه، به جبلبرهان رجوع و برگشت. محمد جواد بعداز مرگ بابا در سال ۱۳۳۴ق یار اخوی خرد خویش به «طیردبا» رجوع و اخوی بزرگش، روحانی عبدالکریم سرپرستی آنها را بر ذمه گرفت. با کوچ روضه خوان عبدالکریم به نجف، روزهای دشوارِ محمّد جواد شروع شوید، روزهایی که تنها نخود و فندق غذای اورا تشکیل میبخشید. گاه ۳ روز میسپری شد و چیزی برای تناول کردن پیدا نمی کرد.[۳]
تحصیلات
روحانی محمدجواد، سالهای نخستین قدمت خویش را در به عبارتی روستا گذراند و آنگاه دروس مقدماتی را نزد شیوخ آن دیار فرا گرفت. ازآنجاکه حوزه علمیه نجف را مأمن قابل قبولی برای دعوا و پژوهش ها علمی خویش یافت بدان جا سفر کرد و از محضر اساتید و پژوهشگران بزرگی برای مثال سید حسین الحمامی که در بعدازظهر خویش از علمای پررنگ نجف به شمار میرفت، دستیابی سود کرد.[۴]
دیگر اساتید
آیت الله خویی
روحانی عبدالکریم مغنیه( اخوی بزرگترش)
محمد سعید ادب الله
روضه خوان حسین کربلائی
وفات
او در ۱۹ محرم سال ۱۴۰۰ق به انگیزه بیماری قلبی وفات یافت و پیکرش جهت تشییع جنازه در بقاع امام علی (ع) به نجف جابجایی یافت و در یکی حجرات بقعه امام علی(ع) به خاک امانت شد. سید ابوالقاسم خویی بر پیکر وی نماز خواند.[۵]
عملهای فرهنگی و اجتماعی
درس دادن قرآن و معارف اسلامی
محمد جواد بعداز مرگ برادرش، نجف را به سوی «معرکه» (یکی روستای جبل دلیل) سوراخ اذعان کرد. عموم استقبال گرمی از وی نمودند و تقاضا کردند که به مکان برادرش منصب امامت جماعت را به ذمه بگیرد. مغنیه نیز قبول نمود و در کنار اقامه نماز جماعت، به درس دادن قرآن و معارف پرداخت.
منصب قضاوت در بیروت
مغنیه در سال ۱۳۶۷ق حاکم شد و سال آنگاه، مشاور خوب و از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۵ق مدیریت دادستانی شیعهها لبنان شد. بعداز این که از سر کردگی برکنار شد، تا سال ۱۳۷۸ق تحت عنوان مشاور باقی ماند. وی در مدتی که در دادستانی بود، تلاش کرد به عدل و داد اخلاق نماید. برای مثالً در سال ۱۳۷۶ق وزیر کشاورزی (کاظم الخلیل) به وی اظهار کرد: منظور من را اجرا بده تا در سر کردگی ابقا شوی. مغنیه پاسخ اعطا کرد: اثبات ماندن دینم، اصلی میباشد؛ کرسی سر کردگی، سایهای رفتنی میباشد.[۶]
ساخت و ساز وحدت در میان مسلمانها
مهم ترین نگرانی مغنیه، وحدت ملی و وحدت اسلامی بود. او سعی پهناورای برای وحدت اسلامی اجرا بخشید و در هر فرصتی با عالمان شرعی اهل سنت گفتمان میکرد و شیوه های وحدت را پژوهش مینمود. روحانی مغنیه به وحدت اعراب و مسلمان ها میاندیشید و نظریه داشت که علّت دشمنی اهل تسنن با شیعهها، عدم درایت آن ها از عقاید اصیل شیعه میباشد.
محمد مهدی شمس الدین می گوید: «مهمترین نگرانی روضه خوان محمّدجواد مغنیه درین معضل فتنه انگیز که یقه گیر ما گردیدهاست، وحدت ملّی، وحدت اسلامی و جنوب لبنان بود.[۷]
روضه خوان مغنیه و روضه خوان شلتوت
سوابق شناخت روحانی مغنیه با محمود شلتوت، روحانی الازهر به ۱۳۶۸ق برمیشود. روحانی شلتوت از بانیان «دارالتقریب در بین المذاهب الاسلامیة» و از منادیان وحدت اسلامی به شمار میرود. محبوبیت وی بین علمای شیعه به سبب ساز صدور فتوای وی بر «مجوز شغل به فقه شیعه» میباشد. طومارهای متعددی میان آنها ردّ و بدل شد. روضه خوان مغنیه در سال ۱۳۸۲ق در مصر، با محمود شلتوت ملاقات کرد. وی در گستردن دیدارش مینویسد:
«به منزل شلتوت رفتم. از اینجانب استقبال کرد و خوشآمد اذعان کرد. هنگامی کلام از شیعه به در بین آمد، وی اذعان کرد: شیعه ها، الازهر را تأسیس کردند و زمان کوتاهی علم ها و مذهب تشیع در الازهر درس دادن می شد، تا این که به پادارندگان این مذهب از آن اعراض کردند و الازهر را از نوروفروغ عجیب و فایده ها آن محروم کردند.
اینجانب به وی گفتم: علمای شیعه شمارا با شخصیت میشمارند، زیرا بها سرویس ها شمارا به آئین میدانند و جرأت شمارا در ذکر حق و عدل که از شماتت هیچ کس نمیهراسید، میستایند. و به وی گفتم: شیعهها خلافت بعداز پیغمبر را حقِّ امام علی می دانند، اما نظریه داراهستند که نباید به اختلافی دامن زد که موجب تفرقه و به خسارت اسلام باشد همانطور که امام علی این فعالیت را کرد.
وی به حاضران در نشست اظهارکرد: سنّیان این واقعیت را نمیدانند.»[۸]

تشریفات ترحیم مشهد و مدیریت مراسم در روزهای شلوغ؛ چگونه از بینظمی و فشار کاری جلوگیری کنیم؟